عبد الجليل قزوينى رازى
532
نقض ( بعض مثالب النواصب في نقض بعض فضائح الروافض ) ( فارسى )
مدّعى نه پيغمبر باشد و نه امام چنان كه مريم عمران را صلوات اللّه عليها بود كه درخت خشك تازه و سبز و بارور شد ، و از زمين سخت آب پديد آمد « 1 » ، و طفل در گاهواره بآواز آمد « 2 » ، تا طهارت و عصمت مريم معلوم شد قوم را ؛ كذلك اگر بعد از رسول يا در عهد رسول امام دعوى حقّى رسول و كتاب و شريعت او كند و جماعتى بيگانگان بر آن انكار كنند روا باشد بلكه واجب باشد كه بارى تعالى معجزى ظاهر گرداند تا آن شبهت برخيزد و ازينجاست كه شيعت ائمّه را اصحاب معجزات گويند و دلالات قاطعات برين معنى بسيارست ، و ما را اين قدر براى دفع شبهت اين ناصبى انتقالى نوسنّى كفايت است . و عجبست كه خواجهء نوسنّى را فراموش شده است كه همه سال « 3 » علماء مجبّران بر سر منبرها لاف مىزنند و در كتب مىنويسند و بكورى رافضيان بعوام « 4 » و جهّال مىآموزند كه پيرى از ولايت مصر بنزديك عمر خطّاب آمد كه هرسال كه « 5 » رود نيل قوّت گيرد دخترى را بوى اندازند تا ساكن گردد امسال نوبت منست و در همهء جهان دختركى دارم و تو امام جهانى اگر مرا ازين محنت برهانى توانى ، عمر حالى « 6 » نامه نوشت برود نيل كه : بايد كه ساكن شوى و بگذرى و گر نه بيايم و ترا خشك گردانم حالى چون نامهء عمر به نيل آمد ساكن شد و هنوز ساكن است . خواجهء ناصبى در عمر دعوى خدائى كند آنگه بتشنيع بازگويد كه : شيعت امام را معجز گويند
--> ( 1 ) - « پديد آمد » فقط در ح د ، و امور مذكوره اشاره است بمضمون آيات شريفه كه در سورهء مباركهء مريم است : « فَأَجاءَهَا الْمَخاضُ إِلى جِذْعِ النَّخْلَةِ قالَتْ يا لَيْتَنِي مِتُّ قَبْلَ هذا وَ كُنْتُ نَسْياً مَنْسِيًّا * فَناداها مِنْ تَحْتِها أَلَّا تَحْزَنِي قَدْ جَعَلَ رَبُّكِ تَحْتَكِ سَرِيًّا * وَ هُزِّي إِلَيْكِ بِجِذْعِ النَّخْلَةِ تُساقِطْ عَلَيْكِ رُطَباً جَنِيًّا * فَكُلِي وَ اشْرَبِي وَ قَرِّي عَيْناً ( آيهء 23 و 24 و 25 و 26 سورهء مباركهء مريم ) » و مراد از « سرى » جوى كوچك است و مفسران گفتهاند : جوى آب را براى آن « سرى » خواندهاند كه جريان دارد و آن فعيل است از « سرى يسرى » كه بمعنى « جرى يجرى » مىباشد . ( 2 ) - اشاره بقول حضرت عيسى عليه السلام است در همان سورهء مباركهء مريم كه : « فَأَشارَتْ إِلَيْهِ قالُوا كَيْفَ نُكَلِّمُ مَنْ كانَ فِي الْمَهْدِ صَبِيًّا * قالَ إِنِّي عَبْدُ اللَّهِ آتانِيَ الْكِتابَ وَ جَعَلَنِي نَبِيًّا * وَ جَعَلَنِي ( تا آخر آيات از آيهء 29 تا 33 سورهء مذكوره ) » . ( 3 ) - م ب : « كه همه ساله » . ( 4 ) - ع م ب : « در عوام » ( 5 ) - « كه » در دو نسخهء ع ب نيست . ( 6 ) - م ب : « در حال »